|
بررسی نقش میدان در هویت بخشی به شهر 
هويت- عباسعلي اكرادي: امروزه در شهرهاي ما مياديني طراحي شده كه بر گرفته از ذوق معماري و ابتكارات شهرسازي و معماري داخلي نيست. اين فضاها بدون توجه به فرهنگ ساكنان شهرها طراحي ميشود و صرفا جنبه صوري و زيبايي ظاهري دارد. در حالي كه در معماري ميادين ايراني يكي از ويژگيهاي خلاق اين مرز و بوم برگرفته از هويت ساكنان شهرها بودهاست. از اينرو بايد به اهميت ميدانها و ميزان تاثير فضايي آنها در شهرهاي ايراني با هويت ساكنان شهر بيشتر توجه شود و در ارتباط با طراحي آنها نيز در سابقه تاريخي شهرها يك نوع همبستگي و پيوند خاص ايجاد كرد. يكي از ابتداييترين روشهاي طبقه بندي فضاهاي عمومي شهري تقسيم آن به 2 بخش اصلي فضاهاي حركت و فضاهاي مكث است. در اين روش فضاهاي حركت معبر و فضاهاي مكث استقرار ميدان ناميده ميشود. يكي از عوامل كيفي شهرهاي ما ايجاد آرامش در آنهاست كه طراحي فضاهاي شهري ميتواند پيام آور اين موضوع باشد. البته توجه به اين نكته ضروري است كه آنچه در ميدان شرقي ايراني اهميت داشته كاربرد اجتماعي- اقتصادي آن است كه بهمراتب بيشتر از كاربرد دسترسي بوده است؛ اما امروزه بهعلت دوري و بيتوجهي به سبكهاي ايراني- اسلامي سبكهاي اصيل ايراني در طراحيها، به ويژه طراحي ميدان شهري كمرنگ شده است. از اينرو اين سؤال همواره مطرح است كه طراحي ميدان شهري بايد چگونه باشد؟يك ميدان چه نقشي در شهر ايفا ميكند؟آيا صرف زيبايي كافي است؟ آيا ميدانها بايد به اشكال زيبايي مزين شوند؟ نقش ميدان از نظر هويتبخشي به شهرها چگونه است؟ ميدانهاي شهري در تامين آرامش روحي و رواني شهروندان چه نقشي ايفا ميكنند؟ هويت ميدانهاي شهري طراحي ميدانها، موضوع پيچيدهاي است كه بيتوجهي به آن و توجه به قضاياي صوري و ظاهري ميتواند ما را از نظر شناخت نقش و اهميت ميدانها باز دارد. ميدانها بايد به گونهاي طراحي شوند كه علاوه بر نشان دادن هويت شهر، كالبد وجودي ساليان دراز شهرها را نيز به نمايش بگذارند. از اينرو شهر خوب بايد داراي ساختارهاي مطلوب نيز باشد. آلدورسي نيز مانند كرير با نگاه راسوناليست و كلاسيسيزم عقيده دارد كيفيت شهر به كيفيت كوچه و ميدانها بستگي دارد و شهر مطلوب، اجتماع ساختمانهاي مطلوب است نه ميادين بيروح و بيهويت كه زيبايي شهرها را به شكل صوري تضمين ميكند. البته اين فقط در شهرهاي جديد كه سابقه طولاني ندارند، مفيد است اما براي شهرهاي با سابقه مانند زنجان، كنگاور، تبريز و... چندان خوب نيست. بهعنوان مثال پيشينه شهر كنگاور منصوب به كيكاووس است اما مجسمههاي بيروحي در ميدانهاي اين شهر طراحي و ساخته شده كه گوياي شخصيت و هويت شهري نيست و صرفا شكلي بيروح به شهر ميبخشد؛ يا ميدان شيلات زنجان اصلا مختص شهرهايي مثل زنجان نيست در حالي كه اگر تنديس سهروردي در آن مكان استفاده ميشد، به شهر و به ميدان مذكور هويت ميبخشيد. در حالي كه در شهرهاي بندري اگر در ميدانها ماكتهاي كشتي و قايق نصب ميشود، برگرفته از هويت و علت وجودي شهرهاي بندري است و مطابقت كافي با فرهنگ ساكنان شهرها و پيشينه تاريخي شهر وجود دارد طراحي اينگونه ميدانها در شهرهاي ديگر شكل صرفا بيمعنايي را به شهر ميدهد كه هيچ رابطهاي با ساكنان شهرها ندارد. هرچند قدرت انديشه بشري اشكال زيبايي را طراحي ميكند، اما اگر اين طراحيها بيشتر با كالبد وجودي شهر تطابق داشته باشد مفيد بهنظر ميرسد. نقش و جايگاه ميدانها در شهرها براي طراحي فضاهاي عمومي ميدانها بايد به تاثير آنها بر شهر توجه لازم و كافي شود. بهمنظور درك اهميت طراحي نقش ميدانها در شهرها ميدانها را از جنبههاي مختلف بررسي ميكنيم تا جايگاه نقش ميدانها در شهرهاي ايراني بيشتر نمايان شود. از لحاظ آموزشي نقش ميدانها ظاهرا زياد نمايان نيست. اما اگر طراحي ميدانها با فرهنگ ساكنان شهرها و پيشينه شهرها مغايرت نداشته باشد و يا در طراحي از جنبههاي فرهنگي ساكنان شهرها استفاده شود ميتوان آموزشهاي زيادي را به افراد جامعه داد. از اينرو از منظر آموزشي نقش ميدانها غيرقابل انكار است. ميزان تاثيرگذاري ميداني با تنديس يكي از بزرگان اهل علم و ادب مانند سهروردي و يك ميدان با درخت نخل يا سنگهاي تزئيني به يك اندازه نخواهد بود. بر اين مبنا پرداختن به زيبايي ساختمان يك ميدان كافي نيست بلكه بايد جنبههاي مختلف در طراحي يك ميدان منظور نظر قرار گيرد. بنابراين نقش ميدانها از نظر آموزشي بارز و قابل توجه است.از لحاظ پيشينه فرهنگي و تاريخي و هويتبخشي به شهرها و مناطق بهعنوان مثال شهر كنگاور همانگونه كه بيان شد بناي آن منصوب به كيكاووس است. شهري كه داراي پشتوانه تاريخي و فرهنگي طولاني است، اما ميدانهاي ايجاد شده در آن چيزي از هويت كالبدي شهر و آموزش و فراگيري تاريخچه شهر به نمايش نميگذارد، يعني فواصلي بين گذشته و امروز در شهر وجود دارد كه شهر را از پشتوانه خود دور كرده و شكل بيروحي را به شهر بخشيده است. در حالي كه براي ايجاد يك شهر خوب توجه به سابقه تاريخي محل و ساكنان آن برحسب اقوام ساكن در آن لازم و ضروري است. اين نكته براي شهرهاي قديمي با ايجاد نمادهاي گذشته به آساني امكانپذير است. اما در شهرهاي جديد ميتوان از هويت منطقه و يا برحسب فرهنگ ساكنان و اقوام مختلف ساكن در هويت بخشي به شهرهاي جديد استفاده كردهاست. از نظر فضاي سبز در طراحي ميدانها يكي از مهمترين عوامل ايجاد فضاي سبز علاوهبر زيبايي ميتواند نمايشگر گلها و گياهان بومي محل باشد كه در خود طرح ميدان، طراحي ميشوند تا شكل شايستهاي به ميدانها بدهند. ميدان بهعنوان آرامش بخش شهروندان علاوه بر موارد فوق ساختار و طراحي ميدانها يك حس آرامشي را براي بيننده به ارمغان ميآورد كه از عوامل گوناگون ميتوان در اين زمينه بهره جست. بهعنوان نمونه آب و نور در طراحي معماري ايران از گذشته بسيار دور جايگاه خاصي را بهخود اختصاص داده است كه در ايجاد يك آرامش روحي و رواني در ميادين شهري ميتوان از آن بهره برد. ميدانها بهعنوان نماد قدرت از گذشته مرسوم بوده است كه در كشورها بناهايي را ايجاد ميكردند كه علاوه بر خواست ساكنان تداعي كننده قدرت پادشاهان و حاكمان بهعنوان يادگاري به يادماندني نيز باشد. بسياري از بناها مثل ميدان آزادي يا ميدان نقش جهان و... در ايران و برج ايفل در فرانسه هستند كه علاوه بر خواست حاكمان نشان از قدرت و عظمت يك كشور دارد. نتيجهگيري هر ميدان يك فضاي موقتي و دنيوي و يك پديده كالبدي و اجتماعي است. به عقيده آلدروسي با وجود مسائل مختلف در طراحي ميدانها يك ميدان بايد در خور هويت يك شهر ساخته شود و يك شهر خوب بايد از ساختارهاي خوبي نيز برخوردار باشد. از اينرو در ايجاد ميدانها بايد از هنر معماري به نحو خوب بهره گرفت و با ادغام گذشته و امروز طرحي نو در خور يك شهر ارائه كرد كه هويت خاص شهر را به نمايش گذارد كه هم نشانگر ساختار خوب و با كيفيت براي شهر و هم نمايشگر علت وجودي يك شهر باشد اما متأسفانه امروزه در طراحي ميدانها به موارد اساسي توجه نميشود. البته توجه ظاهري فقط به زيبايي يك طرح بدترين شكل طراحي است كه امروزه در كشورها متداول است و از نظر فرهنگ معماري و طراحي باعث شكاف فرهنگ معماري و طراحي گذشته با امروز ميشود و بيهويتي شهرهاي ما را به ارمغان ميآورد.  |